مير تقي الدين كاشاني

300

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

صيت رزمش بسته دست شيرمردان بر كَتِف * بانگ رخشش كرده خالى پاى گردان از ركاب روز هيجا كز هياهوى يلان و بانگ رخش * دل طپد در سينه ، چون ماهى كه دور افتد ز آب بر سر گردان سپر چون بر فراز كوه ، ابر * نيزه « 1 » بر دوش يلان ، چون بر فلك جِرم شهاب « 2 » چون غبار از تودهء اغبر برانگيزد فَرَس * عالم از سوگ يلان در بر كُند نيلى ثياب از هجوم تيرگيها شام گردد نيم‌روز * ثابت و سيّار انجم دركشند از رخ نقاب صولتش بر روز روشن برگشايد گر كمين * روز و شب باهم برآميزند از فرط شتاب تيغ بر كف چون برانگيزد سمند فتح را * بگسلد اين خيمهء نيلى حواشى را طناب پوست زندان است بر اندام بىاندام خصم * لاجرم در گور باشد اهل عصيان را عذاب همچو صفرا در طبيعت دشمنت سرگشته است * علّت بُغض تو و بيهوش دارو در شراب عمرش اندر پيچ‌وتاب دشمنى كوتاه شد * بىسخن كوته شود بر رشته چون افتاد تاب شش جهت با چار اركان تابع احكام اوست * سر نمىپيچند از فرمان او مِن كُلِّ باب عدل باعث بر دوام ملك باشد شاه را * اين دليل آنكه دادندش ، هو العادل خطاب

--> ( 1 ) . اصل : تيره . ( 2 ) . اصل : سحاب .